برای بسیاری از کارمندان و شاغلان، هیچ صدایی لذتبخشتر از شنیدن عبارت «ساعت ۵» یا همان Five
o’clock نیست؛ عبارتی که بلافاصله تعطیل شدن کار، بستن لپتاپ و آغاز زمان استراحت را در ذهن تداعی میکند. امروزه در عصر گوشیهای هوشمند و صفحهنمایشهای دیجیتال، ما بهندرت با ساعتهای مکانیکی قدیمی و تیکتاک عقربههایشان سروکار داریم؛ اما هنوز هم از واژهای استفاده میکنیم که قرنها پیش دقیقاً برای توصیف همین ساعتهای مکانیکی ساخته شد. حالا چرا اصطلاح o’clock؟ چرا حرف o همراه با یک آپاستروف برای صدها سال در کنار کلمه ساعت باقی مانده است؟ پاسخ این سوال، شاهدی بر تکامل شگفتانگیز سیستم زمانسنجی از اواخر قرون وسطی است.

اصطلاح o’clock برای زمانی است که clock اصلاً بهمعنی «ساعت» نبود!
هرچند انسانها هزاران سال است که به روشهای مختلف زمان را اندازهگیری میکنند، خود واژهی Clock اختراعی تقریباً جدید است. جالب است بدانید که تا پیش از قرن چهاردهم میلادی، نه ساعتهای مکانیکی وجود داشتند و نه واژهای برای اشاره به آنها در زبان انگلیسی وجود داشت. در آن دوران، ابزارهای اولیهی زمانسنجی بر پایهی نور خورشید کار میکردند که بارزترین نمونهی آنها ساعتهای آفتابی (Sundials) بود. با اختراع اولین ساعتهای مکانیکی در قرون وسطی در اروپا، همهچیز تغییر کرد.
ریشهی اصطلاح O’Clock
وقتی در حدود دههی ۱۳۰۰ میلادی، واژهی clok (املای قدیمی) وارد زبان انگلیسی میانه (Middle English) شد، اصلاً به صفحهای با عقربههای چرخان اشاره نداشت. این کلمه که از زبانهای هلندی میانه، فرانسوی باستان و لاتین قرون وسطی قرض گرفته شده بود (و ریشه در واژه ایرلندی میانه clocc داشت)، در اصل فقط یک معنی داشت: «ناقوس» یا «زنگ».
اگر برجهای ساعت بزرگ و پیچیدهی اروپایی مانند «ساعت نجومی پراگ» یا «گلوکناشپیل مونیخ» را دیده باشید، احتمالاً میتوانید علت این نامگذاری را حدس بزنید. این برجهای ساعت مرتفع قرون وسطایی ساخته شده بودند تا سر هر ساعت زنگ بزنند و مردم شهر را برای کار یا عبادت بیدار و آگاه کنند.
بحران زمان در قرون وسطی: نبرد ساعت آفتابی و ساعت مکانیکی
تغییر عادتهای قدیمی سخت است و تکیه بر ساعتهای آفتابی برای قرنها در میان مردم ریشه دوانده بود؛ به همین دلیل، ظهور برجهای ساعت مکانیکی جدید، نوعی بحران زمانسنجی محلی را به وجود آورد. میان این ساعتها تفاوت جدی وجود داشت. طول ساعات در سیستم آفتابی بسته به فصلهای مختلف سال، منبسط و منقبض (کوتاه و بلند) میشد؛ اما ساعتهای مکانیکی شبانهروز را به ۲۴ بخش کاملاً مساوی تقسیم میکردند. (همان سیستمی که امروزه هم از آن استفاده میکنیم.)
تفکیک ساعتها با اصطلاح o’clock
چون زمان خورشیدی و زمان مکانیکی بهندرت با یکدیگر هماهنگ میشدند، مردم برای هماهنگیهای خود نیاز به شفافیت کامل داشتند؛ به عنوان مثال اگر میخواستید با کسی در ساعت «چهار» ملاقات کنید، باید دقیقاً مشخص میکردید که منظورتان ساعت ۴ بر اساس موقعیت خورشید است یا ساعت ۴ بر اساس حرکت عقربههای ساعت مکانیکی جدید. شاید حالا بتوانید حدس بزنید اصطلاح o’clock از کجا آمد.
مردم در انگلیسی میانه برای اشاره به ساعت مکانیکی میگفتند four of the clokke (یعنی چهار طبق زنگ/ساعت مکانیکی).
اصطلاح o’clock تولد یک میانبر زبانی؛ از of the clokke تا o’clock
با توجه به اینکه شبانهروز ۲۴ ساعت دارد، تکرار مداوم عبارت سه سیلابی “of the” در طول روز برای مردم خستهکننده و طولانی بود؛ درنتیجه، در جریان تلفظهای سریع و روزمرهی انگلیسی، سیلاب میانی این عبارت بهمرور کمرنگ و در نهایت فراموش شد.
در قرن شانزدهم میلادی، اسناد مکتوب ثبت این تغییر طبیعی زبان را شروع کردند. نسخههای کوتاهشدهای مانند “a clock” و “o’clock” بهسرعت جایگزین عبارت طولانی قبلی شدند. اولین استفاده مکتوب ثبتشده از اصطلاح “o’clock” به سال ۱۵۶۰ میلادی برمیگردد.
اصطلاح o’clock در ادبیات و متون
طولی نکشید که این مخفف جذاب راه خود را به دنیای ادبیات و چاپ نیز باز کرد؛ تا جایی که نمایشنامهنویس بزرگی مانند ویلیام شکسپیر در نمایشنامهی معروف خود «ریچارد سوم» برای پرسیدن «ساعت چنده؟» از عبارت “?What is’t o’clock” استفاده کرد. (این املا در انگلیسی قدیم درست بوده است؛ اما در انگلیسی مدرن اشتباه است.).
این عادت مخففسازی فراتر از زمانسنجی رفت؛ با آغاز قرن هفدهم، کوتاه کردن کلمه of به ‘o قبل از کلماتی که با حروف بیصدا شروع میشدند، رایج شد و راه را برای پیدایش واژههای دیگری مانند jack-o’-lantern (کدوتنبل هالووین) هموار کرد.
چرا نمیگوییم six Fifteen O’Clock؟ (6:15)
شاید بپرسید چرا این اصطلاح برای همه زمانهای شبانهروز در سیستم بیستوچهارساعته به کار نمیرود؟ با گذشت زمان و ظهور نمایشگرهای دیجیتال، خواندن دقیق دقیقهها بسیار آسانتر شد. در این میان، اصطلاح o’clock فقط برای نشاندادن دقیق سرِ ساعت (top-of-the-hour) باقی ماند. ما به راحتی میگوییم six o’clock، اما گفتن عبارتی مانند six-fifteen o’clock (ساعت شش و پانزده دقیقه o’clock) سیلابهای زیادی را به زبان تحمیل میکرد و تلفظ آن سنگین بود؛ به همین دلیل این ترکیب هرگز رایج نشد.
میراثی ماندگار از قرن چهاردهم
هرچند ساعتهای آفتابی مدتهاست که بازنشسته شدهاند و حالا برای تزیین طاقچه استفاده میشوند و ساعتهای مکانیکی جای خود را به ساعتهای هوشمند دادهاند، o’clock همچنان یکی از پایههای گفتار روزمره ما باقی مانده است. این کلمه درواقع اصطلاحی عامیانه و میانبر زبانی سرسخت متعلق به قرن چهاردهم میلادی است که مدتها پس از خاموش شدن زنگ برجهای قدیمی، همچنان روی زبان ما زنده مانده است.
دانستن این نکات کوچک میتواند یادگیری زبان انگلیسی را برای شما راحتتر کند، ما در دورهی زبان انگلیسی به این نکات جذاب اشاره میکنیم تا یادگیری برای شما جذابتر باشد.